سخنی با شما
با 12 راه با چین و چروک صورت تان خداحافظی کنید!

با 12 راه با چین و چروک صورت تان خداحافظی کنید!

چه 35 ساله باشید و به تازگی اولین نشانه‌های پیری را مشاهده می‌کنید یا 55 سالتان باشد و پوستتان دیگر تاریخ تولدتان را مخفی نمی‌کند، مطمئناً به دنبال راه‌هایی برای کم کردن چین‌وچروک‌های پوستتان هستید.نگران این هستید که پوستتان پیرتر از سنتان به نظر برسد؟ در اینجا راه هایی برای کاهش چین‌ و چروک به شما پیشنهاد می‌کنیم. از همین الان شروع کنید!

متخصصین می‌گویند خیلی از ما در این جدال در برابر چین‌ و چروک‌ها بازنده می‌شویم و نا امیدانه به درخشش جوانی که از صورتمان رفته می‌شود، نگاه می‌کنیم.
دکتر رابین اشینوف  Robin Ashinoff ، متخصص پوست می‌گوید، " خیلی از خانم‌ها و آقایان تصور می‌‌کنند که پیر شدن پوست مسئله‌ ای غیرقابل اجتناب است اما با اطلاعات و تکنولوژی که امروز در دست داریم، می‌توانید در میانسالی نیز احساس جوانی و شادابی را تجربه کنید."

1 - از نور خورشید دوری کنید
 این اولین علت ایجاد چین‌وچروک روی پوست است و مطالعات و تحقیقات بسیاری آن را تایید می‌کنند. در یک تحقیق که بر روی دوقلوهای همسان انجام گرفت مشخص شد که
قرار گیری در معرض نور خورشید خیلی بیشتر از ژنتیک اهمیت دارد. دو قلوهایی که زمان قرار گیری خود در معرض آفتاب را کاهش دادند، بسیار کمتر از همتایان خود دچار چین‌ و چروک شده و پوستی جوان‌تر و شاداب‌تر داشتند.

2 - از کرم‌های ضدآفتاب استفاده کنید
اگر لازم است که در روزهای آفتابی بیرون بروید، حتماً از ضد آفتاب استفاده کنید. کرم‌های ضد آفتاب از شما دربرابر سرطان پوست محافظت کرده و در عین حال از ایجاد چین‌ و چروک نیز جلوگیری می‌کند.

3 - سیگار نکشید
 تحقیقات مختلفی نشان می‌دهند که
کشیدن سیگار پیر شدن پوست را تسریع می‌کند -- که بیشتر آن به خاطر تولید آنزیمی است که که کلاژن و الاستین که ترکیبات مهم پوست هستند را از بین می‌برد. در یک تحقیق که بر روی دو قلوها انجام گرفت مشخص شد که برادر و خواهرهایی که سیگار می‌کشیدند پوست‌ های چروک‌تری نسبت به آنها که سیگار نمی‌کشیدند داشتند.

4 - خواب کافی داشته باشید
 وقتی به‌اندازه کافی نخوابید، بدن کورتیزول اضافی ترشح می‌کند. کورتیزول هورمونی است که
سلول‌های پوستی را تجزیه می‌کند. پس به اندازه کافی استراحت کنید تا هورمون رشد بیشتری تولید کنید که کمک می‌کند پوستتان ضخامت و قابلیت ارتجاعی بیشتری داشته و کمتر دچار چین‌ و چروک شود.

5 - به پشت بخوابید
 آکادمی پوست در امریکا هشدار می‌دهد که خوابیدن در حالت و وضعیت‌های
خاص، خطوط خواب روی سطح پوست ایجاد می‌کند که وقتی بیدار می‌شوید هم از بین نمی‌روند. خوابیدن به پهلو، ایجاد چین‌ و چروک روی گونه و چانه را افزایش می‌دهد، درحالی که خوابیدن روی شکم چین‌های پیشانی را. برای کاهش ایجاد چین‌ و چروک روی صورت، بهتر است به پشت بخوابید.

6 - چشمهایتان را جمع نکنید، عینک آفتابی بزنید
حرکات تکرارشونده صورت مثل جمع کردن چشم‌ها، از عضلات صورت استفاده بیش از حد می‌کند و این مسئله
شیاری زیر سطح پوست ایجاد می‌کند. این شیارها در آخر به چین‌ و چروک تبدیل می‌شوند. همچنین بهتر است از عینک‌های آفتابی استفاده کنید. عینک آفتابی از پوست دور چشم شما محافظت می‌کند تا آفتاب به آن آسیب نزند. 

7 - ماهی بخورید
ماهی نه تنها منبع بسیار خوبی از پروتئین، بلکه یکی از
عناصر سازنده پوست خوب است. ماهی منبعی عالی از یک اسید چرب بسیار مهم به نام امگا 3 به شمار می‌رود. اسیدهای چرب لازم پوست را تغذیه می‌کند و آن را شاداب و جوان نگه می‌دارند و به کاهش چین‌ و چروک نیز کمک می‌کند.

8 - سویای بیشتری بخورید
تحقیقات نشان می‌دهد که برخی خواص سویا به حفاظت یا ترمیم برخی از آسیب‌های ناشی از آفتاب کمک می‌کند. در یک تحقیق، محققان گزارش دادند که یک مکمل حاوی سویا ( که سایر ترکیبات آن
پروتئین ماهی و عصاره‌های چای سفید، دانه انگور و گوجه فرنگی و همچنین برخی ویتامین‌ها بود ) ساختار و سفتی پوست را بعد از شش ماه استفاده تقویت می‌کند.

9 - شکلات بخورید
در یک تحقیق مشخص شد که شکلات حاوی مقدار زیادی از دو فلاونول ( اپیکاتچین و کاتچین ) است، از پوست دربرابر آسیب‌های آفتاب محافظت کرده، گردش خون در سلول‌های پوست را تقویت کرده، بر آبرسانی پوست تاثیر گذاشته و باعث نرم‌تر به نظر رسیدن پوست می‌شود.

10 - از میوه‌ها و سبزیجات بیشتری استفاده کنید
 مهمترین ترکیبات آنتی‌ اکسیدان ها هستند. این ترکیبات با آسیب‌های ناشی از رادیکال‌های آزاد (مولکول‌های بی‌ثباتی که می‌توانند به سلول‌ها آسیب برسانند ) مقابله کرده که در مقابل باعث می‌شوند پوست جوان‌تر و درخشان‌تر به نظر برسد.

11 - از مرطوب‌ کننده‌ها استفاده کنید
 خانم‌ها معمولاً بیشتر درگیر محصولات ضدپیری هستند اما خیلی اوقات اهمیت یک مرطوب‌کننده سالم را نادیده می‌گیرند. پوستی که رطوبت خوبی داشته باشد معمولاً بهتر به نظر می‌رسد و درنتیجه خط و خطوط روی آن کمتر دیده می‌شود.

12 - از شستن بیش از حد صورت خودداری کنید
 آب شهری
روغن‌های طبیعی پوست و رطوبت آن که در برابر چین‌ و چروک‌ها محاظفت می‌کند را از بین می‌برد. اگر بیش از اندازه صورتتان را بشویید، این محافظت طبیعی نیز کاهش می‌یابد. علاوه‌ بر این، اگر صابونتان حاوی مرطوب‌کننده نیست، باید به جای آن از پاک‌کننده‌ها استفاده کنید.

http://2daylink.com/funblog/2012/05/-12.php
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 0:13  توسط میریام | 

با این مردان ازدواج نکنید!!

نداشن اعتماد به نفس به معنی خصوصیتی « همه یا هیچ » نیست. برخی از مردان، آنقدر بی ثبات و دچار ضعف اعتماد به نفس هستند که تقریبا ایجاد رابطه ای پایدار با آنها ناممکن است. اگر از زنان بپرسید حاضرند با مردی که دچار ضعف اعتماد به نفس است ازدواج کنند یا نه، مطمئنا جواب آنها منفی خواهد بود، اما دقیقا این همان کاری است که بسیاری از زنان انجام می دهند. در واقع یک مرد با اعتماد به نفس پایین، ممکن است برای برخی از زنان جذاب هم باشد به خصوص اگر برخوردهای قبلی شان با مردان خودشیفته ای بوده باشد که فقط به خودشان فکر کرده اند و توجهی به آنها نداشته اند. از دیدگاه زنی که با چنین مردانی برخورد داشته، ممکن است آنها حساس و علاقه مند جلوه کنند، خجالتی و محجوب باشند و زیاد به نظرات اطرافیان اهمیت بدهند، اما باید مراقب بود چون این تمام ماجرا نیست؛ این مرد با اعتماد به نفس پایین ممکن است تا آخرین ذره عشق را بگیرد و در مقابل چیزی به طرف مقابل ندهد. علاوه بر این برای کسب حس اعتماد به نفس می تواند بلاهایی را سر شما بیاورد که تحملش برای هر کسی غیرممکن است! ویژگی های مرد با اعتماد به نفس پایین افراد با شخصیت با اعتماد به نفس پایین نشانه های کلیدی دارند که باتوجه به آنها می توانید این افراد را شناسایی کنید:

1- نیاز مداوم به تایید آنها به سرعت اعتماد به نفسشان را از دست می دهند. با کمترین مشکلی سخنانی مانند «چه کار احمقانه ای کردم » یا « همیشه بد می آورم » به زبان می آورند.

2 - حسادت و انحصارطلبی این مردان چندان اجتماعی نیستند، اما با دوستان و خانواده شان رابطه نزدیکی دارند. آنها به شما می چسبند و اجازه نمی دهند حیطه فردی خود را داشته باشید. عشق آنها بیشتر شبیه یک تار عنکبوت است که شما باید همیشه گرفتار آن باشید در غیر این صورت او از شما رنجیده می شود.

3 - بی اعتمادی آنها به دیگران بی اعتمادند، همیشه به انگیزه های دیگران شک می کنند و معتقدند ازشان سوءاستفاده می شود. در نتیجه همیشه از دیگران انتقاد و به سرعت خطاهای آنها را پیدا و به آنها اشاره می کنند. از انتقادهای همسرشان درمورد اعضای خانواده و دوستانشان یا مورد سوال قراردادن انگیزه های آنها، بسیار ناراحت می شوند، چون فکر می کنند آنها تنها کسانی هستند که خالصانه دوستش دارند. زندگی با مرد دچار ضعف اعتماد به نفس نداشن اعتماد به نفس به معنی خصوصیتی « همه یا هیچ » نیست. برخی از مردان، آنقدر بی ثبات و دچار ضعف اعتماد به نفس هستند که تقریبا ایجاد رابطه ای پایدار با آنها ناممکن است. در این موارد همسران فقط باید از انجام کارهایی که این بی ثباتی را تشدید می کند، بپرهیزند. اگر تا الان با چنین خصوصیاتی آشنایی نداشتید و حالا می بینید که کار از کار گذشته و با چنین مردی در شرف ازدواج هستید، به این نکات توجه کنید. مسوولیت ضعف اعتماد به نفس طرف مقابل را نپذیرد سعی نکنید با اطمینان دادن مداوم به طرف مقابل و تغییر سبک زندگی برای تطبیق یافتن با او، با ضعف اعتماد به نفس او کنار بیاید. شما با انجام این کار ناآگاهانه مسوولیت نقص شخصیتی طرف مقابل را به دوش می گیرید. اگر مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید، بی اعتماد به نفس است، ابتدا باید این نقیصه را بشناسید. این احساس اعتماد به نفس پایین، قبل از آشنایی با شما هم در او وجود داشته و فقط خود او می تواند این مشکل را حل کند. شیوه زندگی تان را به خاطر ضعف اعتماد به نفس طرف مقابل تغییر ندهید مرد با اعتماد به نفس پایین تمایل دارد عرصه زندگی را بر شما تنگ کند، همیشه در حال سرزنش دیگران باشد و به طور غیرعادی حسادت عاطفی از خود نشان دهد. چنین مردی ممکن است بخواهد شیوه زندگی تان را مطابق ذهنیات نادرست او تغییر دهید و به شما فشار آورد که روابطتان را حتی با اعضای خانواده تان، محدود کنید یا به کوچک ترین جزئیات سر و وضع شما کار داشته باشد. هرچه بیشتر زندگی تان را به دلیل حس اعتماد به نفس پایین او تغییر دهید، کمبود اعتماد به نفس او بهبود نمی یابد و حتی بدتر هم می شود، بنابراین از ابتدا نباید تن به چنین خواسته های غیرمنطقی ای بدهید. خبر خوب این است که می توان بر ضعف اعتماد به نفس فرد غلبه کرد، اما این کار فقط هنگامی قابل انجام است که شخص قبول کند دچار چنین شخصیتی است و باید برای حل این مشکل اقدام کند و از روان شناسان کمک بخواهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 23:54  توسط میریام | 
بیر انجمن روان پزشکان ایران می‌گوید از هر چهار ایرانی یک نفر اختلال روانی دارد. نومیدی نسبت به آینده، عدم آگاهی از نشانه‌های اختلال روانی و بی‌توجهی به درمان از جمله دلایل افزایش تعداد بیماران به شمار می‌روند.

وزارت بهداشت و درمان ایران افزایش آمار آسیب‌ها و بیماری‌های روانی در ایران را تأیید کرده است. به گفته پرویز مظاهری، دبیر انجمن روان‌پزشکان ایران، آمار وزارت بهداشت حاکی از ابتلای نزدیک به ۲۲ تا ۲۵ درصد افراد جامعه ایران به اختلالات روانی است.

پرویز مظاهری در گفتگو با سایت "خبرآنلاین" با اشاره به این آمار تصریح کرد: «از هر ۴ ایرانی یک نفر مبتلا به اختلال روانی است.» وی در ادامه ضمن آنکه مشکلات روان‌پزشکی در جامعه را به کوه یخی تشبیه کرد که تنها نوک آن پیداست افزود: «مردم چون از انگ خوردن می ترسند به پزشک مراجعه نمی کنند. بنابراین این آمار وزارت بهداشت خوشبینانه است.»

دبیر انجمن روان‌پزشکان ایران در ادامه تصریح کرد که تنها حدود یک چهارم افرادی که به اختلال روانی دچار هستند برای درمان به روانکاو یا روان‌پزشک مراجعه می‌کنند و در میان آنها نیز تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد روند درمان بیماری خود را تا پایان پیگیری می‌کنند.

افسردگی از جمله اختلال‌های روانی شایع در ایران به شمار می‌رود
افسردگی از جمله اختلال‌های روانی شایع در ایران به شمار می‌رود
رشد نگران‌کننده آمار اختلال‌های روانی ثبت شده

افزایش آمار آسیب‌ها و بیماری‌های روانی در ایران در سال‌های اخیر شتاب نگران‌کننده‌ای داشته است. مطالعات دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۷ نشان می‌دهد که میزان شیوع اختلال‌های روانی در میان ایرانیان در فاصله‌ی ۹ سال ۶۰ درصد افزایش پیدا کرده و به اندکی بیش از ۳۴ درصد رسیده است.

بحران اقتصادی، تغییر و تحولات سریع اجتماعی، استرس یا فشار روانی پیوسته و نداشتن امید به آینده از جمله عواملی هستند که به افزایش آمار اختلال‌های روانی در یک جامعه دامن می‌زنند. از جمله نشانه‌های نبود امید به آینده در یک جامعه نیز با توجه به معیارهای زیر تعریف می‌شود:

- عدم شادمانی، آنچه که اصطلاحاً شادی عمیق خوانده می شود، برای مدتی طولانی
- احساس ناامنی و ترس
- عدم برنامه ریزی و نداشتن نقشه برای ده سال آینده
- رویکرد به خرافه‌گری 
- بیان مشکلات و چالش های موجود جامعه به طور مکرر
- حسرت گذشته و بی اعتنایی به آینده

اگر امید به زندگی را میزان متوسط سال هایی در نظر گرفته شود که انتظار می‌رود یک فرد در یک کشور به آن عمر برسد، با توجه به آمار سازمان بهداشت جهانی ایران در رتبه‌۱۳۳ در میان ۱۹۲ کشور جهان قرار دارد. هرچه امید به زنگی در یک جامعه کمتر می‌شود، آمار اختلال‌های روانی در آن جامعه بیشتر می‌شود.

در ایران علاوه بر میارهای ذکر شده، عدم آگاهی در مورد اختلال‌های روانی، هراس فرد مبتلا از قضاوت جامعه و از آن گذشته هزینه بالای درمان از جمله مسائلی هستند که به عقیده متخصصان به افزایش آمار اختلال‌های روانی دامن زده‌اند. این درحالی است که به گفته دبیر انجمن روان پزشکان ایران بسیاری از اختلال‌های روانی قابل درمان یا حتی پیشگیری هستند.

بی‌توجهی به علائم افسردگی 

پرویز مظاهری در گفتگویی که یکشنبه ۲۸ خرداد منتشر شده، تصریح کرد: «متاسفانه در اختلالات روان پزشکی وقتی علائم حاد می شوند، افراد به روان شناس مراجعه می کنند زیرا باور غلط این است که دارو اعتیاد آوراست. حتی بسیاری وقتها، بیماران درمان تسکینی را خودشان انجام می دهند و مثلا وقتی بی‌خواب می شوند قرص خواب آور مصرف می کنند در حالیکه بی‌خوابی از علائم افسردگی است.»

بیماری افسردگی به نقل از دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت شایع‌ترین احتلال روانی در ایران به ویژه میان زنان است.
گذشته از بیماری افسردگی که اغلب با بی‌خوابی همراه می‌شود "کاهش لذت از شرایط زندگی، افت عملکرد، اضطراب و بی‌قراری، افزایش تحریک‌پذیری، عصبانیت تغییر اشتها" نیز به نقل از دبیر انجمن روان‌پزشکان ایران را از دیگر عواملی هستند که می‌توانند نشانه اختلال روانی باشند.

کمبود امکانات درمانی

کمبود امکانات درمانی اختلال‌های روانی از جمله چالش‌های عمده پیش‌روی افرادی است که از اختلال روانی رنج می‌برد و با بیماری خود آشنا هستند. به نقل از وزارت بهداشت و درمان، در کل سیستم پزشکی ایران تنها دو هزار و ۳۰۰ متخصص روانپزشکی فعالیت می‌کنند.

به این تعداد ۲۰۰ پزشک عمومی هم افزوده می‌شود که دوره روان پزشکی دیده‌اند. البته بنا بر آمار گروه سلامت و روان دانشگاه علو‌م پزشکی تهران کمتر ‎روانپزشكی حاضر است به صورت تمام وقت در شهرهای كوچك طبابت كنند.

نکته مهم دیگر اینجاست که بیمه‌های خدمات درمانی هزینه‌های درمان اختلال‌های روانی را نمی‌‌پردازند. حتی در مواردی که فرد نیازمند بستری شدن در بیمارستا‌ن است هم مراکز درمانی ظرفیت پذیرش بیمار را ندارد. بنا بر آمار وزارت بهداشت و درمان در کل ایران تنها هزار تخت روانپزشکی وجود دارد که ۴۱ درصد آن نیز در تهران قرار دارد
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 17:51  توسط میریام | 
معنای شکست می شوی بعد از من

سروی که نشست می شوی بعد از من

من زنده بگور می شوم بعد از تو

تو مرده پرست می شوی بعد از من!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 1:4  توسط میریام | 
اختلـال رفتاری در تشخیص (Disorder Bipolar) یک نوع بیماری روانی است که با ایجاد اختلـال در نفر باعث بروز تغییرات و دگرگونی‌هـای ناگهانی در رفتار، حالـات، انرژی و توانایی عملکرد فرد مبتلـا میشود. ممکن است هر فردی در زندگی شخصی به دلـایل مختلف مانند شرایط محیط زندگی، فشار کاری و... تغییراتی در حالـات و رفتار خود مشاهده کند مثلـا این که یک روز کاملـا شاد و بشاش و پر انرژی است و در روز دیگر افسرده و کسل و بیحال، این قبیل تغییرات در حالـات رفتار انسان طبیعی است و گاهی پیش میآید و با بیماری دو شخصیتی کاملـا متفاوت است. این بیماری میتواند در پی یک خودکشی ناموفق، بر همـ خوردن یک رابطه عاطفی، طلـاق و جدایی و از دست دادن شغل و تهدید شدن موقعیت اجتماعی فرد رخ دهد. یک خبر خوب برای همه این بیماران این است که اختلـال دو شخصیتی قابل درمان است و بیماران پس از طی کردن پروسه درمانی خود میتوانند از یک زندگی عادی لذت ببرند.
طی آخرین آمار منتشر شده در کشور آمریکا بیش از 2 میلیون نفر به این اختلـال رفتاری مبتلـا هستند. نشانه‌هـای این بیماری روانی معمولـا در پایان دوره کودکی و شروع بلوغ مینماید و حداکثر موارد در سنین بزرگسالی خود را نشان میدهد. بنابراین ممکن است فردی سالها از این اختلـال رفتاری رنج ببرد ولی به دنبال تشخیص و درمان آن نباشد.

نشانه‌هـای بیماری دو شخصیتی یا دو قطبی
این اختلـال رفتاری با تغییرات بسیار زیاد در رفتار و حالـات روحی فرد همراه است و دامنه این تغییرات از افسردگی، ناراحتی و ناامیدی بسیار شدید تا شادی و خوشی جنون آمیز گسترده است و در فاصله میان این دو قطب بیماری، فرد یک دوره زمان را نیز طی میکند.

همراه با این تغییرات در رفتار و حالـات بیمار، تغییرات عمده‌ای نیز در میزان انرژی و نحوه عملکرد بیمار رخ میدهد. دوره فراز و اوج گرفتن حالـات و رفتار را دوره جنون یا ( مانیا ) و زمان بهبود و کاهش شدید رفتارها را دوره افسردگی مینامند.

نشانه‌هـای دوره مانیا یا جنون
افزایش محسوس در میزان انرژی و فعالیت بیمار، ناآرامی و بیقراری
رفتارها و حالـات ناشی از شادی و خوشحالی بیش از حد
تحریک پذیری و زود رنجی شدید
بی ثباتی و ناپایداری عقاید و به قول معروف از شاخه‌ای به شاخه دیگر پریدن
سریع و تند و بدون تامل صحبت کردن
حواس پرتی و عدمـ تمرکز
بی خوابی و بد خوابی‌هـای شبانه
عدمـ توانایی جهت قضاوت میان خوب و بد، درست و نادرست
تمایل به خوشگذرانی و ولگردی‌هـای مداومـ بروز رفتارهای غیر عادی
افزایش شدید تمایلـات جنسی
تمایل به مصرف داروهای خواب آور
بروز رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی بدون دلیل

تشخیص این دوره از بیماری بسیار آسان است، بویژه اگر بروز حداقل 3 تا از رفتارهای ذکر شده در بالـا بیش از یک بار در روز اتفاق بیفتد و این علـائمـ هر روز به مدت یک هفته تکرار شود.

نشانه‌هـا و علـائمـ دوره افسردگی

افسردگی، ناراحتی و بیاحساسی

احساس ناامیدی و گناه و بدبینی نسبت به هر چیز
احساس بیارزشی و بیهدف بودن
از دست دادن علـاقه و لذت در مورد مسائلی که پیش از این از آنها لذت میبرده است
کمـ شدن شدید انرژی و احساس رخوت و کسلی شدید
عدمـ توانایی در یادآوری مسائل، تصمیمـ گیری و تمرکز
احساس خواب آلودگی شدید در تمامـ طول روز
کاهش یا افزایش محسوس وزن بدن
بروز دردهای مزمنی که دلیل آن ناراحتی و بیماری جسمی نباشد

فکر کردن به مرگ و خودکشی و حتی تلـاش برای خودکشی



چناچه فردی 5 مورد از موارد ذکر شده را هر روز به مدت دو هفته نشان دهد، اختلـال رفتاری دوقطبی در او تشخیص داده میشود. ممکن است این فراز و نشیب‌هـای رفتاری و شخصیتی برای خود بیمار قابل توجه و محسوس نباشد و به عبارت دیگر وی از قبول واقعیت طفره برود. این وظیفه خانواده و دوستان بیمار است تا هر چه سریعتر جهت درمان و بهبود شرایط روحی او اقدامـ نمایند. زیرا با گذشت مدت زمان طولـانی از بیماری پروسه درمانی طولـانی‌تـر و سخت‌تـر میشود.

گاهی اوقات بیمار در دوره اوج بیماری علـایمی از روان پریشی و اختلـالـات روانی مانند توهمـ و فکر و خیالـات واهی از خود نشان میدهد. مثلـا عنوان میکند که قادر است چیزهایی را ببیند که افراد عادی نمی توانند ببینند و یا مصرانه بر عقاید و تفکراتی پافشاری میکند که با هیچ منطق و استدلـالی قابل توجیه نیست. گاهی اوقات برخی افراد جنون و افسردگی را تواما و در یک زمان بروز میدهند که به آن حالت دو قطبی ترکیبی گویند. مثلـا در این شرایط فرد بیمار ممکن است به طور همزمان همـ بسیار غمگین و نا امید باشد و همـ شدیدا احساس پر انرژی و فعال بودن داشته باشد.

تشخیص بیماری دو قطبی یا دو شخصیتیاین اختلـال رفتاری مانند سایر بیماری‌هـای روحی و ذهنی است و از طریق معاینه فیزیکی و سی تی اسکن و یا آزمایش خون تشخیص داده نمی شود، بنابراین تشخیص آن بر عهده کارشناسان روان شناسی و روانپزشکی و از طریق اثبات علـایمـ و نشانه‌هـای این بیماری امکانپذیر است. در این راه تنها کسی که میتواند به بیمار کمک کند روانپزشک است. تشخیص این بیماری به ویژه در مراحل اولیه آن بسیار حائز اهمیت است. زیرا اقدامـ به خودکشی یکی از شایع ترین تبعات این بیماری روانی است. بنابراین تشخیص به موقع بیماری و اقدامـ جهت درمان آن میتواند فرد را از مرگ نجات دهد.

علل و عوامل به وجود آورنده بیماری دو شخصیتی
دانشمندان معتقدند از آنجایی که این بیماری در خانواده به ارث میرسد و احتمال بروز بیماری در کودکان که یکی از والدین به اختلـال دو شخصیتی مبتلـاست، بسیار بیشتر است، پس مساله ژنتیک در بروز آن نقش دارد. اما لـازمـ به ذکر است که ژنتیک به تنهایی در آن دخیل نیست و فاکتورهای دیگری همـ در این بیماری نقش دارند. از جمله میتوان به ساختار و فعالیت مغز و فاکتورهای محیطی اشاره کرد. اخیرا با استفاده از تکنیک‌هـای جدید عکسبرداری و تصویر برداری از مغز به وسیله MRI، FMRI، PET دانشمندان به این نتیجه رسیدند که مغز بیماران مبتلـا به اختلـال دو شخصیتی از نظر نحوه عملکرد با مغز یک انسان سالمـ متفاوت است.

بنابراین امید است که با تلـاش و تحقیق بیشتر در این زمینه درمان قطعی بیماران محرز شود. برای درمان چنین بیمارانی علـاوه بر مشاوره‌هـای روان شناسی، از درمان دارویی جهت کنترل حالت‌هـا و علـائمـ بیماری نیز استفاده میشود.

نقش غده تیروئید در این بیماریدر افراد مبتلـا به اختلـال دو شخصیتی، اختلـال و تغییر در عملکرد غده تیروئید بسیار مشخص‌تـر و جدی‌تـر است. زیرا افزایش یا کاهش شدید هورمون تیروئید منجر به تغییرات رفتاری بارز و مشخص میشود بنابراین کنترل سطح هورمون تیروئید و درمان پر کاری و کمـ کاری تیروئید در افراد مبتلـا به این بیماری روانی بسیار مهمـ است.

نقش نزدیکان بیمار در درمان وی
افراد مبتلـا به بیمارانی‌هـای روحی و روانی از جمله بیماران مبتلـا به دو شخصیتی به حمایت و کمک افراد خانواده و دوستان خود نیازمندند. در بسیاری از موارد دیده شده است که تشویق و کمک نزدیکان این بیماران در کوتاه‌تـر شدن پروسه درمانی بسیار موثر بوده است. برخورد این بیماران نیاز به بستری شدنهای طولـانی مدت در بیمارستان‌هـای روانی دارند و قطعا در این زمان بیشتر از هر وقت دیگری به حمایت و تشویق و دلگرمی نزدیکان و دوستان خود محتاجند. گاهی اوقات افراد خانواده مجبور هستند خود را با شرایط بیمار وفق دهند گرچه این کار بسیار مشکل است، اما تحمل و کمک به بیمار واقعا ضروری و مهمـ است.

ملحق شدن به گروههای پشتیبان یعنی گروهی از افراد که همگی به این اختلـال رفتاری مبتلـا هستند و بحث و تبادل نظر در درمان بیماران بسیار تاثیر گذار است.


از سایت زیر:

http://regardhost.com/articles/mania.php

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 3:34  توسط میریام | 
صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم

 قصه دنیا به سر می آید من نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند

کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم

خواب و بیداری خدایا بازهم سر می رسد

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود

روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز

شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

بعد ها اطراف جای شب نشینی های من

بوی عشق تازه تر می آید ومن نیستم

بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است

عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم


از میثم امانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 5:2  توسط میریام | 

هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد

 از دل مانرود مهر و وفا بدتر شد

مثلا" خواستم اينبار موقر باشم

وبه جاي "تو "بگويم که "شما "بدتر شد

 اين متانت به دل سنگ تو تاثير نکرد

 بلکه برعکس فقط رابطه ها بدتر شد

 آسمان وقت قرار من و تو ابري بود

 تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو ودوا نيست که حال بد من

بي تو با خوردن دارو ودوا بدتر شد

روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت

آمدم پاک کنم عشق تو را بدترشد

از پرستو بخشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 4:51  توسط میریام | 
میان راه تنها صدای تو نشانی ِ ستاره بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 4:29  توسط میریام | 
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده مرغی صیاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 12:43  توسط میریام | 

آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و آشوبی بپا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و رویی گشود و شد نهان
نام خود ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد من شعله ای
در وجود خود نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و جانم بسوخت
آتشین تر این بیانم کرد و رفت
آمدو آیینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم بر گشود
چشمهء آب روانم کرد و رفت
آمد و تیری زد و شد ناپدید
همچنان صیدی نشانم کرد و رفت
آمد و چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 13:37  توسط میریام | 
حافظ عزیز میگه:

جام می و خون دل، هریک به کسی دادند

در دایره قسمت، اوضـــاع چنین باشد......



_____________________________________________

پ ن: وبلاگ یه دوست که برام کامنت گذاشته

http://www.sabrekhoda.blogfa.com/post-52.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 15:48  توسط میریام | 
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست

(از کامنت های شوکا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 22:24  توسط میریام | 

سلامت نیوز: پپروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است. آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت. این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر
http://parsiyan1.persiangig.com/image/lahazat-khosh-zendegi/romantic5.jpg
در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند. می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟!

نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد.

● این ۴ زن چه افرادی هستند؟

مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد.

● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟

نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود.

● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟

اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است.

مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند.

هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم.


● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟

مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا می کنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا می شوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند.

ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند.

همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است.

● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟

بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است.

ما نمی توانیم منکر قوای ۴گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته.

● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن ۴ آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟

در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟

تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی می شوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد.

در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟

به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم.

در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز.

آیا زندگی مشترک بین ۲ نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، ۲سال یا ۵ سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟

اشکال از همین جا شروع می شود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین می کنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد.

همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند.

آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟

بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، ۴ زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود.

● چرا ۴ نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟

بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیاز های ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند.

شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به ۳ منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود.

رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ.

با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند.

● در مورد زنان هم همین طور است؟

بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به ۴ مرد نیاز دارد تا کامل شود.

پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این ۴ عضو ناقص می شود.

باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل ۲دختر و ۲ پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا ۲ فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. ۲ بچه با فاصله ۳ یا ۴ سال مناسب است. 

منبع: مجله تپش

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 22:47  توسط میریام | 

یه روزی دلت می سوزه واسه تنهایی من

    واسه دردایی که کشیدم واسه بی صدا شکستن

یه روزی خودت می فهمی که چرا ازت بریدم      

      که چی شد با همه ی عشقم نفرتو به جون خریدم

یه روزی میای سراغم به خیالت که من هستم    

     اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم

یه قدم مونده به مرگم یه نفس مونده به پرواز     

     توی این سکوت ممتد  رفنه واژه   مرده آواز

یه روزی میای میبینی جای من یه سنگ قبره     

     که روی دلش نوشتن  اینجا آرامگه صبره

یه روز میای به خونم خونه ای که یه مزاره         

     خونه ای که مثل قلبم در و پنجره نداره

یه روزی دلت می سوزه واسه این دل شکسته     

  واسه این غریب تنها واسه این همیشه خسته

یه روزی بهت میگن که منو باد غصه برده        

       اونی که خیلی دوست داشت  نبودی جون داده مرده

یه روز میای که رفتم توی جاده های باریک    

        خوابیدم زیر یه مشت خاک  توی یه قبر سردو تاریک

یه روز میای سراغم به خیالت که من هستم  

       اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم


از وبلاگ :http://3tareye-shab.blogfa.com/post-81.aspx

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 1:26  توسط میریام | 

چرا دلت گرفته ؟
مثل اینکه تنهایی
چقدر هم تنها ...
خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی عاشق ...
و فکر کن که چه تنهاست،
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی !
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است ...
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست ...

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست

نه ! وصل ممکن نیست ...
اگر چه منحنی آب بالش خوبیست
میان خواب دلاویز و طرد نیلوفر،

همیشه فاصله ای هست ...

دچار باید بود ... دچار 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 0:36  توسط میریام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یاد گرفتن کمکهای اولیه راهی است برای زندگی با آرامش بیشتر
به خود و دیگران کمک کنیم...

پیوندهای روزانه
بهشت شوکا
عشق و عاشقی
آواربرداری
اهدای عضو اهدای زندگی...
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی
پایگاه اطلاع رسانی نجاتگران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1391
خرداد 1391
فروردین 1391
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
آرشيو
پیوندها
كمي قهوه كمي دود
SHAHAB
پرستار نعیمیان
داستان های کوتاه انگلیسی
بی خوابی
نازنین یار
ایساتیس
فروش کتاب رفرنس
.:::عاشقانه:::.
روزنه ( دکتر مهر علی )
سکوت کبود(مهراوه)
تنهای عالم
محفل ققنوس
شعر موسیقی گیم
فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور گناوه
RED BOY IRAN COMPUTER
۩ استرس و رابطه جنسی ۩
احسان ( جوان)
عرضه cd, dvd سام
گروه شیمی مجتمع غیرانتفاعی سهند تبریز
به یادگار من ای عکس جاودانی باش
افــــــــــــــــــــــــــــــــرا جنگلی
در نیمه راه زندگی
هلنا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM



کد موسیقی در نایت اسکین