تبليغاتX
گل مریم
سخنی با شما

پویایی شخصیت ( روان­پویایی یا سایکو دینامیک ):

چندین بحث: 1- غرایز و انواع آن. 2- انرژی، توزیع و به کارگیری آن. 3- اضطراب. 4- رشد شخصیت.

ویژگی­های غریزه:

1-      منبع: هر غریزه اغلب به عنوان شرط بدنی با یک نیاز تعریف شده است.

2-   هدف: رفع تنش ارگانیسم و ارضای نیاز. مثلا هدف غریزه­ی گرسنگی رفع کمبودهای مواد غذایی است که با غذا خوردن برطرف می­شود.

3-   مسیر: مجموعه فعالیت­هایی است که از ظهور یک نیاز تا ارضای آن انجام می­شود. مثلا کنش­هایی که شخص گرسنه تا رسیدن به تغذیه از خود نشان می­دهد.

4-   نیروی جنبشی: این نیرو به وسیله­ی توان یا شدت نیاز تعیین می­شود. مثلا هر قدر نیاز بدن به هدف خاصی قوی­تر باشد، نیروی جنبشی آن زیادتر شده و شخص برای رسیدن به هدف، فعالیت­های بیشتری از خود بروز می­دهد.

ویژگی اول و دوم در تمام طول عمر ثابت است اما ویژگی سوم و چهارم تغییر می­کند. فروید تمام غرایز را تحت دو غریزه­ی اساسی جای می­دهد:

الف. غریزه­ی زندگی: تمام غرایزی که به هدف بقای افراد یک نوع خدمت می­کند، غریزه­ی زندگی نام دارد. مثل: غریزه­ی تشنگی و گرسنگی و غریزه­ی جنسی.

ب. غریزه­ی مرگ: به اعتقاد فروید هر انسانی آرزوی مرگ دارد ولی این فرایند در ناخودآگاه وی جاری است. همه­ی انسان­ها به صورت طبیعی و ناخودآگاه به دنبال مرگ و نابودی اند. این غریزه خود را در رفتارهای بیرونی به صورت "پرخاشگری" نشان می­دهد و در رفتارهای درونی به شکل "افسردگی" بروز می­یابد. پس از 1920، فروید به این نتیجه رسید که غریزه­ی مرگ در بیشتر کارهایی که مردم انجام می­دهند، حضور دارد.

 

انرژی:

دو دسته انرژی داریم: روانی و جنبشی. انرژی بین سه پایگاه شخصیتی ( بن، خود و فراخود ) تقسیم می­شود. انرژی از بدن گرفته می­شود یعنی "نهاد" منبع انرژی است. وقتی نیاز گرسنگی ارضا می­شود، انرژی انتقال می­یابد. "خود" با یک ارضا، انرژی را از "نهاد" می­گیرد. "فراخود" از "نهاد" و "خود" انرژی می­گیرد. در زندگی انرژیِ اساسی­ای داریم که ما را وادار به حرکت می­کند به نام "لیبیدو". ترجمه کرده اند به انرژی زندگی، زیست­مایه.

خصوصیت­های لیبیدو: 1) منبع انرژی روانی انسان است. 2) فرایندهای رشد شامل مراحل لیبیدویی است. مراحل رشد از نظر فروید عبارت اند از: دهانی، مقعدی، احلیلی، کمون و جنسی. رشد شخصیت از وظایف انرژی لیبیدویی است یعنی موازی با مراحل رشد، شخصیت­سازی می­کند. 3) ارتباطات بین افراد نتیجه­ی تبدیل لیبیدو است. 4) لیبیدو، ممکن است ارضا شود یا سرکوب ( واپس زده ) شود یا جابجا ( تصعید ) شود.

 

اضطراب:

نگرانی و تشویش نسبت به یک امر مبهم و تنش­برانگیز و یا امر معین به طور افراطی. اضطراب از نظر فروید نوعی ترس مبهم است و قسمتی از بیماری­های روانی را تشکیل می­دهد.

انواع اضطراب:

1-      واقعی: ترس و نگرانی از تهدیدها و خطرات واقعی در دنیای عینی. مثل ترس از تنبیه یا ترس از بلندی.

2-   نوروتیک: از تشخیص خطر بالقوه در ارضای غرایز نشأت می­گیرد. ترس از ناحیه­ی غرایز یا تنبیهی که بر ارضای غرایز مترتب است، ناشی می­شود.

3-   اخلاقی: اضطراب اخلاقی، ترس از آگاهی است. هرگاه انسان با فراخود تکامل یافته­یی کاری انجام دهد یا حتا خطور انجام آن فعل با ارزش­های اخلاقی­اش مغایرت داشته باشد، احساس گناه خواهد کرد. و اگر فراخود افراطی شود، بیماری به حساب می­آید.

راه­حل اضطراب:

فروید از طریق تحلیل روانی پیش می­رود تا به منشأ اضطراب برسد و ریشه­یی آن را حل کند. روش­های دیگر مثل آرامش­بخشی ماهیچه­یی: با ماساژ دادن ماهیچه­ها و عضلات و آرام شدن آنها، روان هم آرام می­شود. روش دیگر، استفاده از داروها که باید زیر نظر پزشک تجویز گردد.

 

رشد شخصیت:

فروید معتقد است که ما اسیر کودکی خود هستیم. بقیه روان­شناسان این حد زیاد را نمی­پذیرند. عوامل رشد شخصیت عبارت اند از:1- فرآیندهای رشد فیزیولوژیکی 2- ناکامی­ها 3- تعارضات 4- تهدیدها. این عوامل باعث ایجاد تنش می­شوند و راهکارهایی که برای مقابله با این­ها انتخاب می­کنیم، منجر به شکل­گیری شخصیت می­شود. در تنش­هاست که شخصیت ما ساخته می­شود.

روش­های مقابله با تنش­ها:

  1. همانندسازی: فرد برای رسیدن به هدف، الگویی برمی­گزیند که آن را جز شخصیت خود می­پندارد. با تقلید فرق دارد، عمیق­تر از آن است.
  2. جابجایی: هرگاه با موانعی برمی­خورد، هدف دیگری را انتخاب می­کند. یعنی هدف قبلی را با هدف جدیدی جایگزین می­کند که موانع کمتری داشته باشد. عوامل مؤثر در انتخاب هدف جدید عبارت اند از: الف. تشابه هدف جانشین با هدف اصلی. ب. تصویب و تحریمی که جامعه بر ما تحمیل می­کند. فروید رشد فرهنگ را مرهون همین جابجایی می­داند.
  3. مکانیسم­های دفاعی: نسبت به برخی تنش­ها ساز و کارهایی را درپیش می­گیریم که جنبه­ی دفاعی دارند. یعنی سعی می­کنیم تا جریان لیبیدو را دوباره به سوی کانال­های امن هدایت کنیم. این موارد عبارت اند از: سرکوب ( واپس­زنی )، فرافکنی، واکنش­سازی، تثبیت و بازگشت.

سرکوب: کاری در گذشته انجام داده ایم و هر وقت یادمان می­آید، آن را به ناخودآگاه خویش می­فرستیم، چون یادآوری­اش باعث اضطراب می­شود. به اعتقاد فروید، ناشادی اساسا در اثر سرکوب ایجاد می­شود. ( لکان نظر دیگری دارد. )

فرافکنی: مکانیسمی است که به وسیله­ی آن اضطراب اخلاقی یا نوروتیک به صورت ترس منعکس می­شود که برای تسکین خود، آن را به دیگری نسبت می­دهیم.

واکنش­سازی یا واکنش معکوس: عامل اضطراب­زا یا احساس مشابه را با مفاهیم متضاد بیان می­کند. مثلا نامادری از بچه خوشش نمی­آید، لذا به جای کینه و نفرت، اظهار محبت و عشق می­کند. این را از افراط کاری­هایش می­توان فهمید. ( ضرب المثل: با دست پس می­زند ولی با پا پیش می­کشد. )

تثبیت: رشد پنج مرحله داشت. انرژی لیبیدو یا جنسی در هر مرحله، در یک جای بدن تمرکز می­یابد. در مکانیسم تثبیت، این انرژی در یک مرحله باقی می­ماند. به عبارتی، رشد بهنجار شخص به طور موقت یا دائم دچار توقف و رکود می­شود. مثلا وابستگی زیاد کودک به والدینش او را از یادگیری استقلال بازمی­دارد.

بازگشت: در این مورد، انسانی که با تجربه­های بحرانی روبرو می­شود، ممکن است به مراحل اولیه­ی رشد شخصیت خود بازگردد. مثل کودکی که روز اول در مدرسه می­ترسد، گریه می­کند، انگشتش را می­مکد، به معلم آویزان می­شود، تا اضطرابش را کاهش دهد.

مکانیسم­های دفاعی پاسخی هستند به اضطراب و نگرانی. در پاسخ­ها معمولا به طور واقع­نگری برخورد نمی­کنیم. چون بیشتر به صورت ناخودآگاه و ناهشیارانه صورت می­گیرند. حواس­مان نیست که داریم چه کار می­کنیم، هدف این است که شخصیت خودمان را حفظ کنیم. این مکانیسم­ها نوعی سازگاری در شخصیت انسان ایجاد می­کند به شرطی که افراط نداشته باشد.

 

مراحل رشد شخصیت:

1-   مرحله­ی دهانی: در این مرحله لیبیدو در ناحیه­ی دهان، چانه، گونه­ها و لب­ها متمرکز است و از این طریق کودک با محیط پیرامونش ارتباط برقرار می­کند. کودک از طریق خوردن، مکیدن، تف کردن و سایر حرکات لب­ها که از ویژگی­های نوزادان است، کسب لذت می­کند. در اواخر این دوره بر اثر رشد دندانه، گاز گرفتن پستان مادر و جویدن غذا در کودک ایجاد لذت می­کند.

2-      مرحله­ی مقعدی: در طی سال دوم زندگی، لیبیدو در ناحیه­ی مقعد متمرکز می­شود. عمل دفع برای طفل لذت­بخش است.

3-   مرحله­ی آلتی: در اواخر سال سوم زندگی، لیبیدو در ناحیه­ی آلت تمرکز می­یابد و تا شش سالگی در همین ناحیه فعالیت دارد. در طول این دوره، احساسات جنسی و پرخاشگرانه به دلیل توجه طفل به اعضا تناسلی خود افزایش می­یابد. پسران به مادر عشق می­ورزند و خواهان تملک بر وی و از بین بردن پدر استند. دختران برعکس. فروید این توجه به والد جنس مخالف و خصومت نسبت به والد جنس موافق را "عقده­ی اودیپ" می­نامد. [ عقده­ی اودیپ، اسطوره­ای یونانی است که سوفوکل نمایشنامه­یی را بر همین اساس در سال 427 پیش از میلاد به اجرا درآورد. ]

4-   مرحله­ی نهفته­گی: این مرحله از شش سالگی تا پیش از بلوغ ادامه دارد. لیبیدو مکان جدیدی ندارد. در این مرحله سه نظام ( پایگاه ) شخصیت با هم هماهنگ اند. کودک در این مرحله با هم­سالان خود روابط آرام و عاطفی دارد و در خانواه به همه محبت می­کند.

5-   مرحله­ی جنسی: در این مرحله نیروهای فرد از حالت خودشیفتگی به سوی سایر عوامل محیط جهت می­گیرند. علاقه­ی شخص بالغ به دیگران بر اساس دوستی نیست. بلکه انگیزه­های نوع­دوستانه در آن دخالت دارند. این مرحله به دو دوره­ی پیش از بلوغ و دوره­ی بلوغ جنسی تقسیم می­شود. در دوره­ی نخست، رشد سریع جسمانی آغاز می­شود و تمایلات جنسی آشکار می­گردد. اگر تمایلات ارضا شود، پرخاشگری و رفتار خصمانه ظاهر می­شود ولی اگر کنترل بیشتری داشته باشد، اضطراب افزایش می­یابد.

در این مراحل، قسمتی از خصوصیات مرحله­ی قبلی در مرحله­ی بعدی حفظ می­شود.

 

انواع شخصیت:

فروید بر اساس مراحل فوق سه سنخ شخصیت را مشخص می­کند: دهانی، مقعدی، آلتی.

  1. شخصیت­های دهانی: خودخواه هستند و دیگران را در ارتباط با خودشان و منافع­شان در نظر می­گیرند. این افراد همیشه طالب امنیت بوده و غیرفعال و وابسته نیز می­باشند. طوری که می­توان گفت به سان مرحله­ی دهانی انگار می­خواهند همه چیز را بلعیده و از آن خود کنند. این شخصیت­ها همیشه آزمند، حریص، حسود، طماع و بدبین هستند.
  2. شخصیت­های مقعدی: این­ها با ویژگی­هایی مانند توجه به پاکیزگی و خست و لجاجت مشخص می­شوند. فردی که در مرحله­ی مقعدی از نگهداری مواد زائد لذت برده و یا آن که مورد شماتت قرار گرفته، بعدها ممکن است به جمع­آوری اشیاء مختلف پرداخته یا این که خسیس بار آیند.
  3. شخصیت­های آلتی: کسانی اند که ممکن است از لحاظ بعضی ابعاد در مرحله­ی اودیپی تثبیت شوند. این افراد می­خواهند در هر موردی از دیگران موفق­تر باشند. برای این افراد موفقیت به منزله­ی شکست دادن پدر است. مثلا فردی که به موفقیت­های شغلی یا به امور جنسی و یا ... اهمیت می­دهد، با این وسایل می­خواهد برتری خود را نسبت به پدر به اثبات برساند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 22:51  توسط میریام | 

دکارت.نویسنده و فیلسوف فرانسوی بعد از تفکرات زیاد صحرای خلوت خود را پیدا کرد و توانست محل انزوای خود را بدست بیاورد و اولین تعلیم او به ما این بود که گفت "هیچ چیز را حقیقت تصور نکنید و در همه چیز شک کنید تا حقیقت اصلی حاصل شود. (برشما ثابت شود)!

کامو: اما این فلسفه ای است که به هیچ به عنوان مورد قبول من واقع نمی شود. انسان ممکن است به همه چیز شک کند اما حقیقت مطلق در دنیای تردید یافت نمی شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کامو:در اینجاست که درک میکنم معنای آخرین لذت کدام است و آن عبارت از این است که کسی را بدون توجه به هیچ چیز دوست بداریم...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 1:21  توسط میریام | 

زیگموند فروید ( 1865 تا 1939.م )

فروید از جمله متفکران پرتأثیر است که در زمینه­های مختلف چون روان­شناسی، دین، فرهنگ، ادبیات، فلسفه و ... تأثیرات گوناگونی برجای گذاشته است. این تأثیرات بر متفکران پست­مدرنیست و بر جامعه­ی معاصر بسیار مشهود است.

آثار فروید: ویراستِ استاندارد آثار فروید 24 جلد است که می­توان آنها را به سه دسته­ی عمده تقسیم کرد:

1-   آثار در حوزه­ی روان­شناسی بالینی: کتاب­های "تحقیقاتی درباره­ی هیستری"، "تعبیر رؤیا"، "آسیب­شناسی روانی زندگی روزمره"، "لطیفه و رابطه­ی آن با ضمیر ناخودآگاه"، "سه مقاله درباره­ی نظریه­ی جنسیت"، "پیش­درآمدی عمومی بر روان­کاوی". "تعبیر رؤیا" جزء مهم­ترین کتاب­های وی به حساب می­آید.

2-      آثار در حوزه­ی مباحث فرهنگی: "توتم و تابو"، "روان­شناسی گروهی و تحلیل خود"، "موسی و یکتاپرستی".

3-   آثار در باب تأملات فلسفی و موضوعات فراروان­شناسی: "ورای اصل لذت"، "آینده­ی یک توهم"، "تمدن و ملالت­های آن". "ورای اصل لذت" هوشمندانه­ترین و خیال­انگیزترین نوشته­ی فروید است.

"ژاک لکان" در حوزه­ی فراروان­شناسی فروید تحقیقات و بررسی­های قابل توجهی ارائه داده است. موضوع مکتب فروید، "رفتار نابهنجار" است یعنی فروید از "بیمار" شروع می­کند و موضوع "جنسیت در بیماری" در تفکر روان­تحلیلگری فروید نقش بسیار مهمی دارد.

 

ساختار دستگاه روانی انسان:

شخصیت انسان سه پایگاه یا نظام دارد:

  1. نهاد ( بن/ Id ): "نهاد" نظام اساسی شخصیت انسان را تشکیل می­دهد و قالبی است که خود و فراخود در آن شکل می­پذیرند. مهم­ترین جزء "نهاد" غرایز هستند كه از سامان بدن سرچشمه مى‏گیرند. نهاد شامل هر فرآیندی است که به طور ارثی هنگام تولد با انسان هست. مثلا مجموعه­ی غرایز کودک، جنبه­های زیستی او، امیال و نیازهای او در این پایگاه قرار دارد. کودک دنبال ارضای نیازها و دفع دردهایش می­باشد و در این ساحت تنها از "اصل لذت" پیروی می­کند.
  2. خود ( من/ ego ): بخشى از "نهاد" از آن حالت اولیه به سازمان ویژه‏یى تبدیل می­­گردد كه از این پس هم­چون واسطه‏یى بین "نهاد" و دنیاى بیرونى عمل مى‏كند. فروید این حوزه از ذهن و روان را "خود" می­نامد. به نحوی "خود" قوه­ی مجریه و مرکز تصمیم­گیری شخصیت انسان است. "خود" حركت­هاى اختیارى را تحت فرمان خویش دارد. "خود" رخدادهای بیرونی را از این طریق­ها مدیریت مى‏کند: 1) از راه واقف شدن به محرك­ها؛ 2) از راه انباشتن تجربیاتى درباره آنها ( در حافظه )؛ 3) از راه اجتناب از محرك­هاى فوق‏العاده قوى ( با گریز از آن محرك­ها )؛ 4) از راهِ حل و فصل كردن محرك­هاى ملایم ( با سازگارى )؛ 5) از راه فراگیرى نحوه­ی ایجاد تغییرات مصلحت‏آمیز در دنیاى بیرونى، تغییراتى كه به نفع "خود" هستند ( با فعالیت ). اما در ارتباط با "نهاد"، "خود" رخدادهای درونی را از این طریق­ها انجام مى‏دهد: 1) از راه مسلط شدن بر خواست­هاى غرایز؛ 2) از راه تصمیم‏گیرى درباره­ی این‏ كه آیا آن خواسته‏ها اجابت شوند یا خیر؛ 3) از راه موكول كردن اجابت آن خواسته‏ها به زمان و اوضاع مساعد در دنیاى بیرونى؛ 4) از راه سركوب كردن تمام تحریكاتِ آن خواسته‏ها. تفاوت بین "نهاد" و "خود" در این است که "نهاد" فقط واقعیت ذهنی را می­شناسد و تابع اصل لذت است، اما "خود" بین فرایندهای ذهنی و اشیاء دنیای خارج تفاوت قائل می­شود و هم­چنین از "اصل واقعیت" پیروی می­کند. در کل، فروید دو نظریه درباره­ی "خود" ارائه می­دهد: یکی کنش اصلی "خود" پرداختن به واقعیت است از طریق ادراک و آگاهی و طبق نظریه­ی دیگری "خود" در پیوند با امیال ناخودآگاه ساختار می­پذیرد.
  3. فراخود ( فرامن/ super ego ): "فراخود" بازنمای ارزش­های مرسوم و ایده­آل­های اجتماعی درونی شده است که توسط پدر و مادر به کودک عرضه می­شوند. "نهاد" و "فراخود" به رغم تمام تفاوت­هاى بنیادین­شان، واجد یك ویژگىِ مشترك هستند: این دو نیروى كنشگر روان تأثیرات گذشته را بازنمایى مى‏كنند. "نهاد" بازنمود تأثیر وراثت است و "فراخود" در اصل بازنمود تأثیرات اشخاص دیگر، حال آن‏كه "خود" عمدتا حاصل تجربیاتِ فرد است و به عبارت دیگر، رخدادهاى اتفاقى و در زمان حاضر محتواى آن را تعیین مى‏كند. "فراخود" دو قسمت دارد: 1) وجدان اخلاقی: خوب و بد را می­فهمد. 2) منِ آرمانی: شخصیتی که کودک باید در آینده به آن دست پیدا کند. کنش­های اساسی "فراخود" عبارت اند از: الف) منع انگیزه­های "نهاد" به ویژه انگیزه­هایی که ماهیت پرخاشگرانه و جنسی دارند. ب) ترغیبِ من به جانشین­سازی هنجارهای اخلاقی به جای هدف­های واقعی. ج) کوشش برای کمال.

 

فرآیندهای روانی:

فرآیندهای روانی انسان به سه صورت خود را نشان می­دهند:

1- هشیارانه یا آگاهانه: در حوزه­ی آگاهی ما قرار دارند.

2- نیمه­هشیارانه یا نیمه­آگاهانه: خود فروید "پیشاآگاه" تعبیر می­آورد.

3- ناهشیارانه یا ناآگاهانه: بخش وسیعی از فعالیت­های روانی آدمی را تشکیل می­دهد. مثل بخش زیرین کوه یخ است که بیشترین حجم آن زیر آب قرار دارد. "ناآگاه" ساحتی است که غرایز سرکوفت شده و نیازهای برآورده نشده در آنجا ته­نشین شده اند و خود را به صورت­­های مختلف مثلا در رؤیا، لغزش­های زبانی، لطیفه­ها، حالات هیپنوتیکی، مشکلات هیجانی، بیماری­های روانی، فعالیت­های هنری و ادبی نشان می­دهد. خواب یا رؤیا یک محتوای آشکار دارد و یک محتوای پنهان که نیاز به تعبیر دارد. فروید تعبیر رؤیا را اساس کارش قرار داده است و می­گوید: « تفسیر رؤیاها "شاهراه" درکِ ناخودآگاه است. ». رؤیا، شیوه­یی است که ناخوداگاه با آن سخن می­گوید. چیزی که در خواب می­بینیم، خواسته­های ناخودآگاه ماست که در بیداری به آن دست نیافته ایم و آن را در خواب می­بینیم. اما در خواب هم کاملا رها شده نیستیم، کنترل شده ایم. از اینجاست که تأویل و تعبیر خواب لازم می­آید. فروید برای درمان، هم از تعبیر رؤیا استفاده می­کرد و هم از روش­های بالینی مثل مصاحبه و مواجهه حضوری با بیمار و از تداعی معانی یا تداعی آزاد نیز استفاده می­برد تا از درون فرد سردربیاورد. فروید از این بررسی­ها نتیجه گرفت که آن چه در بخش هشیار بروز می­یابد، نشان از بخش ناهشیار دارد و خیلی از مسائل به ضمیر ناخودآگاه انسان برمی­گردد. البته ناگفته نماند که این سه فرآیند با ساختار روانی انسان ( نهاد، خود و فراخود ) ارتباط تنگاتنگ و پیچیده­یی دارد. البته فروید نخستین کاشف ضمیر ناخودآگاه نیست بلکه نخستین کسی است که توانست ضمیر ناخودآگاه را به صورت علمی و نظام­مند ثابت کند و ارائه دهد. به هر حال طرح ناخودآگاه توسط فروید، انقلابی در علوم انسانی ایجاد کرد.

                                                                                            

                                                                                                ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 0:37  توسط میریام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یاد گرفتن کمکهای اولیه راهی است برای زندگی با آرامش بیشتر
به خود و دیگران کمک کنیم...

پیوندهای روزانه
آواربرداری
اهدای عضو اهدای زندگی...
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی
پایگاه اطلاع رسانی نجاتگران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
مهر 1384
پیوندها
كمي قهوه كمي دود
SHAHAB
پرستار نعیمیان
داستان های کوتاه انگلیسی
بی خوابی
نازنین یار
نیـــــــروانا
ایساتیس
فروش کتاب رفرنس
.:::عاشقانه:::.
روزنه ( دکتر مهر علی )
سکوت کبود(مهراوه)
تنهای عالم
محفل ققنوس
شعر موسیقی گیم
فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور گناوه
RED BOY IRAN COMPUTER
۩ استرس و رابطه جنسی ۩
احسان ( جوان)
عرضه cd, dvd سام
گروه شیمی مجتمع غیرانتفاعی سهند تبریز
به یادگار من ای عکس جاودانی باش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM



کد موسیقی در نایت اسکین