|
آن چه برای شما و تمام بچههای آمریکا میخواهم
"مالیا و ساشای عزیر، میدانم که در طول این کمپین دو ساله به هر دوی شما خیلی خوش گذشته است؛ با رفتن به پیکنیکها، دیدن رژهها و نمایشها، دیدار از بازارهای مکاره و خوردن غذاهای مزخرفی که احتمالاً من و مادرت اجازه نمیدادیم بخورید. اما این را هم میدانم که همیشه بر شما و مامان آسان نگذشته است و تمام هیجان تان برای سگ جدید هم جبران آن اوقاتی نیست که از هم جدا بودیم. میدانم این دو سال اخیر چقدر دلتنگ شدم، و امروز میخواهم کمی برایتان تعریف کنم که چرا تصمیم گرفتم خانوادهام را به این سفر ببرم.
جوان که بودم، فکر میکردم زندگی حول من میچرخد – راهی که در دنیا پیش میگیرم، موفقیتم، و کسب چیزهایی که میخواهم. اما بعد شما دو تا با همهی کنجکاوی و شیطنتتان و آن لبخندهایی که هیچ گاه نشد قلبم را به وجد نیاورند و روزهایم را روشن نکنند، به زندگیام وارد شدید. و ناگهان، تمام برنامههای بزرگم برای خودم دیگر چندان مهم به نظر نمیرسیدند. به زودی دریافتم که بزرگترین لذتم در زندگی لذتی است که در شما میبینم. و فهمیدم زندگیام ارزش چندانی ندارد مگر آن که مطمئن شوم شما از تمام امکانات برای شادی و رضایت بهرهمندید. سرانجام، بچهها، به این دلیل تصمیم گرفتم وارد کارزار ریاست جمهوری شوم: به دلیل چیزهایی که برای شما و برای تمام بچههای این کشور میخواهم.
میخواهم تمام بچههای ما به مدارسی بروند که در خور توانشان است – مدارسی که استعدادهایشان را شکوفا کنند، الهامبخششان باشند و در آنان حس اعجاب نسبت به دنیای اطراف را القا کنند. میخواهم شانس داشته باشند به کالج بروند – حتا اگر پدر و مادرشان پولدار نیستند. و میخواهم شغلهای خوبی داشته باشند: شغلهایی با درآمد کافی و مزایایی مثل بیمه بهداشتی، شغلهایی که به آنان فرصت دهد تا اوقاتشان را با بچههایشان بگذرانند و با عزت بازنشسته شوند.
میخواهم مرزهای اکتشاف را چنان وسیعتر کنیم که زنده بمانید و تکنولوژیها و اختراعات جدیدی را ببینید که زندگیمان را بهتر میکنند و سیارهمان را تمیز و ایمن میسازند. و میخواهم مرزهای انسانیمان را چنان گسترده کنیم که از تقسیمات نژادی، مذهبی، جنسیتی و مذهبی که ما را از دیدن خوبیهای یکدیگر بازمیدارند، درگذریم.
گاهی مجبوریم مردان و زنان جوان خود را به جنگ و سایر مناطق خطرناک اعزام کنیم تا از کشورمان دفاع کنند – اما اگر چنین کردیم، میخواهم مطمئن شوم که دلیل کافی برای این کار داریم، که حداکثر تلاش خود را میکنیم تا اختلافاتمان با دیگران را مسالمتجویانه حل کنیم، و هر چه از دستمان برمیآید میکنیم تا امنیت زنان و مردانمان را تضمین کنیم. و میخواهم هر بچهای بفهمد که به رایگان از ارزشهایی که این آمریکاییهای شجاع برایشان میجنگند، بهرهمند نمیشود – که بهرهمندی از امتیاز شهروندی این کشور، مسئولیت بزرگی را با خود به همراه میآورد.
در سن شما که بودم، مادربزرگتان میکوشید این درسها را به من بدهد؛ با خواندن سطرهای آغازین اعلامیه استقلال و تعریف درباره مردان و زنانی که برای کسب برابری مبارزه کردند، زیرا معتقد بودند آن کلماتی که دو قرن پیش بر کاغذ آمدند، بایستی معنایی داشته باشند. او به من کمک کرد دریابم که بزرگی آمریکا به خاطر کامل بودن آن نیست، بلکه به خاطر آن است که همیشه میتواند بهتر شود – و کار ناتمام تکامل بخشیدن کشورمان بر عهدهی تک تک ماست. این وظیفهایست که به کودکانمان میسپاریم و با هر نسل جدید به آن چه که آمریکا باید باشد، نزدیکتر میشویم.
امیدوارم هر دوی شما با تصحیح کژیهایی که میینید و تلاش برای دادن شانسهایی که شما داشته اید به دیگران، این کار را بر عهده بگیرید. نه فقط چون وظیفه شماست تا تمام چیزهایی را که این کشور به خانوادهی ما داده است، جبران کنید - گرچه چنین وظیفهای هم دارید - بلکه از آنرو که این وظیفهی شما نسبت به خودتان است. زیرا فقط هنگامی که واگنتان را به قطاری بزرگتر از خودتان وصل کنید، توان واقعی خود را کشف خواهید کرد.
اینها چیزهایی است که برای شما میخواهم – بزرگ شدن در دنیایی بدون محدودیت برای رویاهایتان و بدون دستاوردی دور از دسترستان، و تبدیل شدن به زنان دلسوز و متعهدی که به ساختن این دنیا یاری میرسانند. و میخواهم هر بچهای همان شانسهایی را که شما برای یادگیری و رویاپردازی و رشد و بالیدن داشتهاید، داشته باشد. به این دلیل است که خانوادهام را به این ماجرای بزرگ وارد کردم.
من به هر دوی شما بسیار میبالم. شما را بیش از آن چه که بتوانید تصور کنید، دوست دارم و هر روز به خاطر شکیبایی، متانت، وقار و شوخطبعیتان در حین آماده شدن برای آغاز زندگی جدید مشترکمان در کاخ سفید شکرگزارم.
با عشق، پدر"
لینک مقاله:
http://www.iooinewz.org//article.php5?id=1399 |